باد(1)

باد می‌وزد،
برگ می‌لرزد،
و ارکست خزان، مرگ می‌نوازد.

ناگاه
دلهره‌ای غریب که گویی هزاران سال‌
در دل من مرده است
چشم می‌گشاید.

ناله برگ
در ظهر شهریوری تابستان
از خوابی کوتاه
آرامش را می‌رباید.

من از باد بدم می‌آید.


باد(1)