نگو دیر است، نه!
دیر نیست،
زمان هست، حتی اگر یک لحظه.
انفجار با یک جرقه اندک شکل میگیرد.
برای انفجار زیبایی نیز،
یک لحظه کافیست.
برای از نو، نو شدن،
این ذهن، هرگز پیر نیست.
چگونه؟
آری
چگونه است خرده سنگی
سکون چند ساله مردابی را
با تلنگری تحریک میکند؟
چگونه است که کُنده پیری
یک قطره آب را
با خاک شریک میکند
و به جوانه نیک میکند؟
چگونه است
یک پلک به هم زدن
سوزش چشم را میروبد؟
آری دیر نیست.
دیر است!
حرفی جز بهانه نیست.
حال بیاندیش
که بند چیست؟
اسیر بند خود کیست؟