تأمل

ناگاه،
زنبورِ کاوشگر ذهن
در دامِ گل وارِ یک سوال ماند!
آیا دوستم دارد؟
من دست به چانه
نشسته بر سنگ سردرگمی.
«با خود گفتن:
پرسشی که
گرایش به سکوت دارد!
حرفی که جهانِ جان را
به لرزه می کشاند».
سوالی که بر بال و پرِ اندیشه ام پیچید،
تا منْ در منْ گرفتار شوم.

بی شک انتظار
باید فلسفۀ این سوال باشد.