حسد

در ذهن های کوچک
دریایی از حسادت
مخفی ست،
و تا هست و هست
آرام و رام نیست.

این هستِ مَست،
از تهی پُرِ هیچ،
زجرکدۀ انسانی ست،
که تا بوده
طغیان او
از سر بیهودگی ست.

خوب می دانم
حسد
تا یک اندازه
نه بیش از اندازه

تازه، خوب است.

اما چرا؟
«از خود می پرسم»
و از چیست؟
که در من،
هر دم
در حال سرکوب است.