پنجره

رفتار سنگ را
ندارد طاقت.
اندوهش
تا بی نهایتِ ترک.

از چشمۀ دیدن می نوشد
سیر فصل وار زمان را
و هر چه هست
این رنگرزی رخداد را
در زلال جان می ریزد
این پنجرۀ خنک.