چیزی که من می بینم

باران است.
باز چشم کدامین ابر
این گونه سوگوار می بارد
بر خاک انتظار؟

باز داغ کدامین درد
می زند بر تن خار؟

باران است،
و باز غمگینم.
باز شکنجه احساس را می-بینم.